تبليغاتX
داریوش بزرگ شاه ایرانیان
داستانی که هر ایرانی باید از آن اطلاع داشته باشد.

خیلی چیزها رو نداشتم

خیلی چیزها رو هنوزهم ندارم

.

.

.

.

به داشته های دیگران ، سعی کردم که حسادت نکنم

اما امشب

آره ، اعتراف میکنم

من حسادت کردم

در آستانه سی سالگی

به  داشتۀ تو

تو که هیچ ندانی که چه داری....... شاید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1391ساعت 1:52   داریوش بزرگ شاه ایرانیان  | 

اشک رازی‌ست
لبخند رازی‌ست
عشق رازی‌ست

اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود.

قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...

من دردِ مشترکم
مرا فریاد کن.

درخت با جنگل سخن می‌گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می‌گویم

نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه‌های تو را دریافته‌ام
با لبانت برای همه لب‌ها سخن گفته‌ام
و دست‌هایت با دستانِ من آشناست.

در خلوتِ روشن با تو گریسته‌ام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خوانده‌ام
زیباترینِ سرودها را
زیرا که مردگانِ این سال
عاشق‌ترینِ زندگان بوده‌اند. 

□ 

دستت را به من بده
دست‌های تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می‌گویم
به‌سانِ ابر که با توفان
به‌سانِ علف که با صحرا
به‌سانِ باران که با دریا
به‌سانِ پرنده که با بهار
به‌سانِ درخت که با جنگل سخن می‌گوید

زیرا که من
ریشه‌های تو را دریافته‌ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.

 احمد شاملو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اردیبهشت1390ساعت 19:32   داریوش بزرگ شاه ایرانیان  | 

پرهیز مینمودم

و می اندیشیدم که "می"

برای فصل سر خوشیست

...

امشب

باز

نشانه هائی ز گونه هایم سرازیر بود و من

گریزان ز رسم آنها

  و

 سر خوش

ز نپرسیدن های "سیا"

...

جای عطر تن تو

شک بود

عطر تلخ سیگار

طعم گسِ شراب

 فرشتۀ مرگ

و

چهارراهی با چراغی که بین سبز و قرمز

مردد بود

 

 

*سیا دوستی که این روزها دنیا برخلاف نامش بر وفق مرادش است

+ نوشته شده در  شنبه 23 بهمن1389ساعت 10:30   داریوش بزرگ شاه ایرانیان  | 

لعنت به ما ...

لعنت به مبارزه

میشه مبارزه ای در کار نباشه ؟

   احمقانه ترین قسمتش همین جاست

چون، ما خوانده شده نیستیم، بلکه خواهانیم

                                                و از قبل بازنده

و می بازیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 دی1389ساعت 17:57   داریوش بزرگ شاه ایرانیان  | 

نبش قبر 

           چاره کار نیست 

                              فرقی نداره واسه یه متوفا باشه 

یا 

  خاطرات

یا 

.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 آذر1389ساعت 10:4   داریوش بزرگ شاه ایرانیان  |